حمله ور

فرهنگ عمید

حمله کننده، هجوم برنده.

فرهنگ فارسی

(صفت ) کسی که حمله کند هجوم آورنده یورش برنده.

جمله سازی با حمله ور

💡 مرگ از زندگى با ننگ بهتر است، و عار بهتر ازداخل شدن در آتش است. آنگاه بر ميسره حمله ور مى شد و مى فرمود:

💡 چو باز آمدش هوش برداشت سر همی خواست گردد به کین حمله ور

💡 ولى ابوالا عور و سپاهيان شام، بردبارى مالك اشتر را،حمل بر ترس و رعب آنان نموده و بر آنان حمله ور شدند.

💡 چنانچه در پاسخ آن ميت بزرگوار، تشبيه به گرگى كه حمله ور است و شخص راهىبراى فرار ندارد، شده است.

💡 خنجرت بر تیغ شمس خاوری شد طعنه زن تو سنت بر شیر چرخ چنبری شد حمله ور

💡 چو گشتند دور آن دو از یکدگر به هر یک گروهی شدی حمله ور