حفظ عهد

لغت نامه دهخدا

حفظ عهد. [ ح ِ ظِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نگاه داشتن پیمان. مقابل نقض عهد. || هوالوقوف عند ماحده اﷲ تعالی لعباده فلایفقد حیث ما امرو لایوجد حیث ما ینهی. کذا فی اصطلاحات الصوفیة لکمال الدین ابی الغنائم. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). || حفظ عهد ربوبیت عبارتست از اینکه هیچ تمامیت را جز بحق عز اسمه و هیچ نقصان را جز بسوی بندگان منسوب ندانند. کذا فی اصطلاحات الصوفیة. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).

فرهنگ فارسی

نگاهداشتن پیمان

جمله سازی با حفظ عهد

💡 در اين آيات، داستان جنگ خندق، و به دنبالش سرگذشت بنى قريظه را آورده، و وجهاتصالش به ماقبل اين است كه در اين آيات نيز درباره حفظ عهد و پيمان شكنى گفتگوشده است.

💡 حفظ لفظ اندر گواه قولی است حفظ عهد اندر گواه فعلی است

💡 (حفيظ) به معنى حافظ و نگاهدارنده است. آيا منظور حفظ عهد و پيمانهاى الهى است كهاز انـسـانـهـا گـرفـتـه كـه اطـاعـت او كنند و عبادت شيطان ننمايند. (يس - 60) و يا حفظ وقوانين و حدود الهى ؟، و يا به خاطر سپردن گناهان و ياد آورى آن براى توبه و جبران؟ يا همه اينها؟

دول یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز