لغت نامه دهخدا
جنیان. [ ج ُن ْ ] ( اِخ ) دهی از دهستان تیلکوه بخش دیواندره شهرستان سنندج و دارای 320سکنه. آب از رودخانه و چشمه. محصول آنجا غلات، توتون، روغن، پشم، عسل. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جنیان. [ ج ُن ْ ] ( اِخ ) دهی از دهستان تیلکوه بخش دیواندره شهرستان سنندج و دارای 320سکنه. آب از رودخانه و چشمه. محصول آنجا غلات، توتون، روغن، پشم، عسل. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
دهی از دهستان تیلکوه بخش دیواندره شهرستان سنندج و دارای ۳۲٠ سکنه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جنیان (به کردی: جونیان) روستایی از توابع بخش زیویه در شهرستان سقز است که در استان کردستان ایران قرار دارد.
💡 تپههای باستانی زیویه ۱ و ۲ مربوط به هزاره اول است و در شهرستان سقز، بخش زیویه، روستای جنیان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۵۱۰۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 منابع یهودی منشأ مردم کوردوئنه را به ازدواج جنیان پادشاه سلیمان با ۵۰۰ زن زیبای یهودی روایت میکنند. همین افسانه نیز توسط مقامات اولیه اسلامی برای توضیح منشأ کردها مورد استفاده قرار گرفت.
💡 جنیان ترسند ز آهن لیک از عشق کفش دیدها بر آهن تیغ یمان افشاندهاند
💡 در تکاپو جنیان از هر طرف در ره شه نقد جانهاشان به کف
💡 جمال چینیان را چون بدیدند همان دم جنیان برقع دریدند