لغت نامه دهخدا
جاولی. [ وُ ] ( اِخ ) جلال الدولة اتابک. یکی از امرای عهد سلجوقی. رجوع به تاریخ گزیده ص 447 و 466 و 467 و 481 و چاولی در این لغتنامه شود. در چاولی بنقل از بعض مآخذ لقب او فخرالدوله آمده.
جاولی. [ وُ ] ( اِخ ) امیرعلم الدین سنجربن عبداﷲ. یکی از سرداران مصری که هزار تن تحت فرمان داشت. مسند شافعی را از ابن دانیال روایت کرد و شرحی بر آن نوشت که درآن شرح رافعی و شرح ابن الاثیر را با هم جمع کرد. و نیز کتاب الام شافعی را مرتب ساخت و عسجدی و ابن رافع از وی روایت کنند. در رمضان هفتصد و چهل و پنج درگذشت. ( از حسن المحاضرة فی احوال المصر والقاهره ص 180 ).