جامه شوی

لغت نامه دهخدا

جامه شوی. [ م َ / م ِ ] ( نف مرکب ) گازر. ( آنندراج ). رخت شوی. قصار. ( ناظم الاطباء ).غَسّال. ( منتهی الارب ). لباس شوینده. جامه شوینده. آنکه جامه های شوخگن شوید. آنکه بمزد جامه کسان شوید.

فرهنگ فارسی

گازر

دانشنامه عمومی

جامه شوی ( به ازبکی: Jumashuy ) یک منطقهٔ مسکونی در ازبکستان است که در شهرستان منگبلاغ واقع شده است. جامه شوی ۱۰٬۱۰۰ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با جامه شوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برون پرداز هیهات است در فکر درون باشد لباس دل غبارآلود باشد جامه شویان را

💡 برهان الدین در روزگار جوانی ریاضت‌های زیادی را بر خود روا می‌داشت، و در واجبات سستی نمی‌ورزید، ولی در پیری تا حدی نسبت به ین امور از جمله پاکیزگی خود بی‌توجه شده بود تا حدی که در جواب کسی که او را ملزم به شستن لباسش کرده بود، گفته بود: "هی، فضول، ما جهت جامه شویی در این عالم آمده‌ایم؟"

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز