ثب

لغت نامه دهخدا

ثب. [ ث َب ب ] ( ع مص ) نشستن با تمکین و وقار. || ثَب امر؛ راست و تمام گردیدن کار.

فرهنگ فارسی

نشستن با تمکین و وقار ثب امر راست و تمام گردیدن کار

جمله سازی با ثب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در عهد نیست کس به جهان چون تو بی ثبات زآنسان که در وفا و ثبات و دوام ما

💡 وی برای صلح، امنیت، ثبات اقتصادی و احترام به حقوق زنان با حفظ سنت‌های پسندیده افغانی کوشش می‌کند.

💡 خطرهای داده زمی رخ می‌دهد که یک دستورالعمل، برنامه‌ریزی شده کورکوره، سعی می‌کند از داده‌ها قبل از در دسترس بودن داده‌ها در فایل ثبات استفاده کند.

💡 یاربم در خاک این درگاه روزی کن ثبات تا ثوابت ثابت و دور فلک مستعجل است

💡 معاويه بهتر از هر كس ثبات و استوارى شخصيتعقيل را مى داند. او به مجد و عظمت و استوارى اين شخصيت اعتراف مى كند و پس ازگفتگويى، به او مى گويد: تو چنان هستى كه شاعر مى گويد:

💡 از نظر اجتماعى پيشرفت هر برنامه مؤ ثرى تنها در سايه ثبات امكان پذير است، وبه همين دليل تمام كوشش تخريب كنندگان براى از ميان بردن ثبات به كار ميرود. واصولا مؤ منان راستين را بايد از ثبات و استقامتشان در برابر حوادث سخت و طوفانهاىزندگى شناخت.

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز