تیع

لغت نامه دهخدا

تیع. [ ت َ / ت َ ی َ ] ( ع مص ) قی از دهن بیرون آمدن. ( تاج المصادر بیهقی ). بیرون آمدن قی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || روان شدن مایع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || طی کردن راه. || شتافتن بسوی کسی و رفتن. || به پاره نان برداشتن روغن را.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از ذیل اقرب الموارد ). || گرفتن چیزی را یا کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ).
تیع. [ ت َی ْ ی ِ ] ( ع ص ) شتابنده به سوی بدی یا بسوی هر چیز باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

شتابنده به سوی بدی یا بسوی هر چیز باشد

جمله سازی با تیع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کجا شود لب تیع خطیب، خاطب رزم وگرچه هست زبانش پر از در مکنون

💡 به تیع خویش به بیند گمان کند که تونار همی فروخته ای کش بدان بسوزی تن

💡 مجلس فروزی مدد دین و ملک را صد نکته در زبان و لب تیع مضمر است

💡 تیع دوا بروی تو برده ز سر هوش من شور تو شوریده ام کرده نه شور شراب

💡 تو گر خواهی جهان یکسر به تیع تیز بگشایی نیاردگفت هرگز کس که بر تو نیست این آسان

💡 وگر عذری به پیش آرد چو نادان زبان درکش بزن تیع سرافشان

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
زهره یعنی چه؟
زهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز