لغت نامه دهخدا
تجارت کردن. [ ت ِ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سوداگری کردن. ( ناظم الاطباء ). بازرگانی. اتجار. تجارة. رجوع به تجارت و تجارة در همین لغت نامه شود.
تجارت کردن. [ ت ِ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سوداگری کردن. ( ناظم الاطباء ). بازرگانی. اتجار. تجارة. رجوع به تجارت و تجارة در همین لغت نامه شود.
( مصدر ) بازرگانی کردن داد و ستد کردن معامله کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باب سی و دوم اندر تجارت کردن و شرایط آن
💡 جان و دل دادم و عشقت بخریدم صنما چون بدیدم به ازین نیست تجارت کردن
💡 با توجه به بحث فوق، واضح است که استفاده از سیستمهای مبتنی بر گذرگاه برای سیستمهای نسبتاً کوچک جذاب تر به نظر میرسد. با این حال، سیستمهای مبتنی بر دایرکتوری زمانی حیاتی میشوند که مقیاس سیستم افزایش یابد و تعداد گرهها افزایش یابد؛ بنابراین هنگام مقایسه بین طرحهای انسجام حافظه کش مبتنی بر دایرکتوری و مبتنی بر گذرگاه یک نوع تجارت کردن وجود دارد.