تجارت کردن
مترادفها
معامله کردن، خرید و فروش کردن، داد و ستد کردن
لغت نامه دهخدا
تجارت کردن. [ ت ِ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سوداگری کردن. ( ناظم الاطباء ). بازرگانی. اتجار. تجارة. رجوع به تجارت و تجارة در همین لغت نامه شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بازرگانی کردن داد و ستد کردن معامله کردن.
جمله سازی با تجارت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 باب سی و دوم اندر تجارت کردن و شرایط آن
💡 جان و دل دادم و عشقت بخریدم صنما چون بدیدم به ازین نیست تجارت کردن
💡 با توجه به بحث فوق، واضح است که استفاده از سیستمهای مبتنی بر گذرگاه برای سیستمهای نسبتاً کوچک جذاب تر به نظر میرسد. با این حال، سیستمهای مبتنی بر دایرکتوری زمانی حیاتی میشوند که مقیاس سیستم افزایش یابد و تعداد گرهها افزایش یابد؛ بنابراین هنگام مقایسه بین طرحهای انسجام حافظه کش مبتنی بر دایرکتوری و مبتنی بر گذرگاه یک نوع تجارت کردن وجود دارد.
💡 برای موفقیت در مسیر تجارت کردن، فرد نیازمند داشتن صبر فراوان، دانش اقتصادی بهروز و توانایی تحلیل دقیق بازار برای شناسایی فرصتهای سرمایهگذاری مناسب و سودآور است.
💡 او تصمیم گرفت پس از سالها کار کردن در شرکتهای بزرگ، با سرمایه اندک خود شروع به تجارت کردن در زمینه واردات کالاهای دیجیتال و لوازم جانبی نماید.
💡 بسیاری از مردم در طول تاریخ با تجارت کردن میان سرزمینهای مختلف، نه تنها کالا جابجا کردند، بلکه فرهنگها و دانشهای متنوع را نیز با خود منتقل کردند.