بازرگانی کردن

لغت نامه دهخدا

بازرگانی کردن. [ زَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تجارت. سوداگری. داد وستد. معامله: و با همه که از گرد وی است [ از گرد بلغار ] بازرگانی کنند. ( حدود العالم ). و آنجا در هر سالی یک روز بازار بود که گویند آنروز در آن بازار افزون از صد هزار دینار بازرگانی کنند. ( حدود العالم ). تا عالمیان بدانند، هر که بازرگانی با حق کند، خدا یک را ده دهد. ( قصص الانبیاء ص 119 ). به جزهابیل، تمامت پیش آدم آمدند و گفتند یا پدر ما را چیزی باید داد که بازرگانی کنیم. ( قصص الانبیاء ص 27 ).

فرهنگ فارسی

تجارت و سوداگری

جمله سازی با بازرگانی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وابستگس هند به کمکهای خارجی و وامهای بازرگانی از سال ۲-۱۹۹۱ کاهش یافته‌است، و از ۰۳-۲۰۰۲ این کشور به بازپرداخت قروض خود اقدام نموده‌است. نرخ سود کاهش یافته و کم کردن از میزان وامها، نسبت بدهی هند را از ۳۵/۳٪ در سال ۹۱-۱۹۹۰ تا ۱/۱۴٪ در سال ۰۲-۲۰۰۱ کاهش داده بود..

💡 حق کسب و پیشه حقی است که برای مستأجری که از طریق اجارهٔ مکانی به فعالیت تجارتی یا بازرگانی می‌نماید در آن مکان به وجود می‌آید. ظهور و آغاز این پدیدهٔ حقوقی در در ایران به دههٔ ۱۳۲۰ بر می‌گردد. با تصویب قانون روابط مالک و مستأجر ۱۳۳۹ حق کسب و پیشه حقی تعریف گردید که به موجب آن مستأجر متصرف در اجاره کردن محل کسب خود بر دیگران حق تقدم می‌یافت. اما مفهوم حق کسب و پیشه‌ای که امروزه در حقوق ایران از آن یاد می‌شود با تصویب قانون روابط و مستأجر ۱۳۵۶ تجلی یافت.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز