بیابان نورد

لغت نامه دهخدا

بیابان نورد. [ بان ْ، ن َ وَ ] ( نف مرکب ) بیابان گرد و سفرکننده در بیابانها. ( ناظم الاطباء ). بیابان نوردنده. بیابان گرد:
تهیدست مردان پرحوصله
بیابان نوردان بی قافله.سعدی. || قوی. پرطاقت برفتن در بیابانها:
گزاره برد سپه را ز ده دوازده رود
بمرکبان بیابان نورد کوه گذار.فرخی.بیابان نوردی چو کشتی بر آب
که بالای سیرش نپرد عقاب.سعدی ( بوستان چ یوسفی ص 90 ).

فرهنگ عمید

انسان یا حیوانی که در بیابان ها می گردد، بیابان گرد.

فرهنگ فارسی

( اسم صفت ) بیابان گرد

جمله سازی با بیابان نورد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پلنگ مشرب و آهو تک و نهنگ شکوه جبال گرد و بیابان نورد و بحر سپر

💡 جیپ از سال ۲۰۰۲ در جشنواره بیابان نوردی مواب جیپ مفهومی‌هایی را به هزاران طرفدار رانندگی آف رود معرفی می‌کند که بیشترشان مدل‌های تقویت شده با وسایل اضافی است که به‌طور جداگانه توسط موپار، شرکت قطعه‌سازی متعلق به گروه کرایسلر ساخته شده و جداگانه فروخته می‌شود.

💡 ز نقش پای بیابان نورد غم پیداست نشان هر سر خاری که در قدم دارد

💡 گذاره کرد سپه را ز ده دوازده رود بمرکبان بیابان نورد کوه گذار

💡 تهیدست مردان پر حوصله بیابان نوردان پی قافله

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز