لغت نامه دهخدا
بی چون و چرا. [ ن ُ چ ِ ] ( ترکیب عطفی، ق مرکب ) بی اندک مخالفت. ( یادداشت مؤلف ). بی چون و چراتسلیم شد. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به بی چرا شود.
بی چون و چرا. [ ن ُ چ ِ ] ( ترکیب عطفی، ق مرکب ) بی اندک مخالفت. ( یادداشت مؤلف ). بی چون و چراتسلیم شد. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به بی چرا شود.
بی گفتگو بدون جر و بحث بی حرف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اثرات بی چون و چرای گرسنگی و سوء تغذیه که میتوانند ناشی از چالشهای نظامند مربوط به امنیت غذایی باشند متعدد هستند. سازمان بهداشت جهانی تخمین زدهاست که ۱۲٫۹ درصد از جمعیت موجود در کشورهای در حال توسعه از سوء تغذیه رنج میبرند.
💡 تا این هنگام یوشینوبو همچون یکی از اتباع وفادار به امپراتور رفتار کرده و فرمانهای او را بی چون و چرا پذیرفته بود اما در روز ۱۸ ژانویه استحکامات جنبی قلعه ادو متعلق به خاندان توکوگاوا در آتش سوخت و حکومت شوگونی آتشسوزی را کار رزمندگان قلمرو ساتسوما دانست.
💡 در گیگو در درجه نخست باید به این واقعیت توجه کرد که کامپیوتر بی چون و چرا پردازش هر دادهٔ ورودی حتی نامعتبر را به عهده میگیرد و نتیجهٔ پردازش به تناسب دادههای ورودی ما خواهد بود.