بوال

لغت نامه دهخدا

بوال. [ ب ُ ] ( ع اِ ) علتی است که بول بسیار آرد. یقال: اخذه البوال. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از بحر الجواهر ). آنکه بول باز نتواند داشت. ( مهذب الاسماء ). مرضی است که شاش بسیار آرد. ( آنندراج ). || بیماری دیابیطوس. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).
بوال.[ ب َوْ وا ] ( ع ص ) کسی که بول بسیار کند. || آنکه در جامه خواب بول کند. || مبتلا به بیماری دیابیطوس. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).

جمله سازی با بوال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ادوارد آلبی، آگوستو بوال، ژان کوکتو، آرتور میلر، پابلو نرودا و... از جمله افرادی بودند که پیام روز جهانی تئاتر را نوشته‌اند.

💡 که هر روز و هر شب زخیر و ز شر رساند بوالی آن دژ خبر

💡 تئاتر نامرئی در بوئنوس آیرس به عنوان یک فعالیت عمومی و مشارکتی که از برخورد با پلیس جلوگیری می‌کرد، شکل گرفت. آگوستو بوال، تئاتری اهل برزیل، از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۶ در آرژانتین تبعید بود و اولین تجربه تئاتر نامرئی خود را با همکاری گروهی از بازیگران در آنجا اجرا کرد.

💡 آیت تو بوالی اله خوانده‌ایم لیک اندر تیه شهوت مانده‌ایم

💡 زمانی که بوال در سال ۱۹۸۶ به برزیل بازگشت، یک برنامه تئاتر نامرئی هفتگی برای یک ایستگاه تلویزیونی در ریو تولید کرد. در یکی از قسمت‌ها، یک مرد سیاه‌پوست خود را به عنوان برده در بازار فروخت و به جمعیت اطلاع داد که درآمد او کمتر از یک برده در قرن نوزدهم است.

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز