لغت نامه دهخدا
زخیر. [ زَ ] ( ع مص ) پر شدن و بلند شدن امواج دریا. مصدر زَخَرَ مانند زخور و زخر. ( از متن اللغة ).
زخیر. [ زَخ ْ ی َ ] ( اِخ ) از نامهای عربست. رجوع به منتهی الارب شود.
زخیر. [ زَ ] ( ع مص ) پر شدن و بلند شدن امواج دریا. مصدر زَخَرَ مانند زخور و زخر. ( از متن اللغة ).
زخیر. [ زَخ ْ ی َ ] ( اِخ ) از نامهای عربست. رجوع به منتهی الارب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گردد ترا یقین که چه کرده است روزگار؟ با سروران تخت خلافت زخیر و شر
💡 که مزد از خدای جهانت رسد زخیر آنچه خواهی همانت رسد
💡 بدی والی از سوی پور زبیر به کوفه یکی مرد، خالی زخیر