لغت نامه دهخدا
بزرگ شمردن. [ ب ُزُ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] ( مص مرکب ) تعظیم. استعظام.( یادداشت بخط دهخدا ). بزرگ داشتن. احترام گذاشتن.
بزرگ شمردن. [ ب ُزُ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] ( مص مرکب ) تعظیم. استعظام.( یادداشت بخط دهخدا ). بزرگ داشتن. احترام گذاشتن.
تعظیم استعظام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اين آيات در مقام بزرگ شمردن گناه و عظيم دانستن آثار گناه است، كه آن را به محسوسمثل مى زند و مى فرمايد: شما با اين حرف خود، امرى منكر و زشت و شنيع مرتكب شديد،كه آنچنان آثار سوء آن بزرگ است كه نزديك است آسمان متلاشى گردد و زمين بشكافدو كوهها فرو ريزد، آنطور فرو بريزد كه گويا يك خانه فرو مى ريزد.
💡 2 - بخل ورزيدن و چون و چرا كردن با آنان در موردمال دنيا و امور مادى و يا بخشش به آنها با انتظار عوض و يا بزرگ شمردن احسانى كهبه آنان شده است.
💡 و از آن طرف مغرور شدن به اعمال نيك و بزرگ شمردن عبادات هم محطّ سوارى شيطاناست، لذا خداوند تبارك و تعالى به داود(ع ) خطاب مى كند كه به بندگان صالح ونيكوكار من بگو كه مغرور نشده و گول اعمال خود را نخورند، زيرا كه فرداى قيامت، ماهر كس را براى حساب و كتاب حاضر كنيم هلاك شود. شاعرى در اين زمينه بسيار عالىسروده است:
💡 و معناى آيه اين است كه: كسانى كه قبل از كفار قريش از امتهاى سابق بودند، و كفارقريش ده يك آنها نيرو و شوكت ندارند، وقتى فرستادگان مرا تكذيب كردند، ديديد كهچگونه به عذاب خود گرفتارشان نمودم، ديگر گرفتارى قريش براى ما كارى ندارد،و اگر در آيه شريفه از تكلم با غير (اتيناهم ) به تكلم مفرد (عذابى ) التفاتشده، براى بزرگ شمردن جرم آنان، و افاده سختى وهول انگيزى عذاب است.
💡 و اينكه فرمود: (كبرت كلمة تخرج من افواههم ) براى مذمت آنان و بزرگ شمردن سخنباطل ايشان است كه گفته بودند: (اتخذ اللّه ولدا) براى اينكه جراءت بزرگى برخداى سبحان كرده شريك و تجسم و تركيب و احتياج به كمك و جانشين را به او نسبت دادهاند - تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا.