لغت نامه دهخدا
علوا. [ ] ( اِ ) صبر و نبات اوست. ( تحفه حکیم مؤمن ).
علوا. [ ] ( اِ ) صبر و نبات اوست. ( تحفه حکیم مؤمن ).
[ویکی الکتاب] معنی عُلُوّاً: بلندی - ارتفاع - برتری (درعبارت "نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوّاً فِی ﭐلْأَرْضِ وَلَا فَسَاداً "کنایه است از طغیان به ظلم و تعدی زیرا علو عطف بر فساد شده )
معنی عَلَوْاْ: برتری یافتند - تسلط یافتند
ریشه کلمه:
علو (۷۰ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ( فاذا جاء وعد الاخرة ليسوؤ ا وجوهكم و ليدخلوا المسجد كما دخلوهاءول مرة وليتبروا ما علوا تتبيرا. عسى ربكم اءن يرحمكم، و ان عدتم عدنا.(40) )
💡 (مؤلف گويد) اين پنج بيت را در مشهد رضوى در ذى قعدهسال 1007 سرودم و در شب پس از آن، پدرم كه - رحمت خدا بر او باد - را در خواب ديدمكه نامه اى به من داد، كه در آن، اين آيه نوشته شده بود: (تلك الدار الاخرة نجعلهاللذين لايريدون علوا فى الارض ولا فسادا والعاقبة للمتقين ) (1)
💡 2- سوره قصص آيه 83: (( تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا فى الارضو لافسادا و العاقبة للمتقين. ))
💡 - عن حسن بن على بن فضال عن ابيه، قال: سئلت الرضا (عليه السلام )...فقال: ان الله تعالى لا يسخر و لا يستهزى و لا يمكر و لا يخادع ولكنه تعالىبجازيهم جزاء السخريه و جزاء المكر والخديعه، تعالى عمايقول الظالمون علوا كبيرا (748)