بجانه

لغت نامه دهخدا

بجانه. [ ب َج ْ جا ن َ ] ( اِخ ) شهری است به اندلس. ( آنندراج ). شهرکی است بر کرانه خلیج دریای روم، جایی بانعمت از اندلس. ( از حدود العالم ). در 33 هزارگزی غرناطه واقعاست. ( از قاموس الاعلام ). شهری به اندلس از ناحیه بیره، پس از خرابی شهر مردم آن به مریه - دو فرسخی آن - منتقل شدند. ( از معجم البلدان ). و رجوع به الحلل السندسیه ص 40، 41، 46، 54، 75، 147، 242 و 271 شود.

فرهنگ فارسی

شهری است به اندلس.

جمله سازی با بجانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زکوة و خمس ندانم کرا رسی که نماند ز همت تو نه مسکین بجانه ابن سبیل

💡 (۹) بجانه، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج ۱۱، ۱۳۸۱ ه ش.

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
حقه یعنی چه؟
حقه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز