لغت نامه دهخدا
گه خوری. [گ ُه ْ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل گه خوار و گه خور.
گه خوری. [گ ُه ْ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل گه خوار و گه خور.
عمل گه خوار و گه خور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فزون خوری ز همه مردمان نبید و شوند بمجلس تو همه خلق مست و تو هشیار
💡 تو غره بدان مشو که می مینخوری صد لقمه خوری که می غلام است آن را
💡 گر بنگ خوری چو سنگ مانی بر جای یکباره چو بنگ میخوری سنگ بخور
💡 سرمایهٔ تو از همه عالم عمری است بر باد مده که غصّه بسیار خوری
💡 تا چند خوری غصه باغ و رز وانگور می نوش که تاباز رهی زین همه آفات