لغت نامه دهخدا
کژمزاج. [ ک َ م ِ ] ( ص مرکب ) به معنی کژدل است. ( آنندراج ). کژخاطر. ( فرهنگ فارسی معین ). بداندیش. بدنهاد:
آن کژمزاجی کز دغا مانند فرزین کژ رود
چون بیدقی فرزین شده سر زیر کن کون با ز بر.امیرخسرو ( از آنندراج ).
کژمزاج. [ ک َ م ِ ] ( ص مرکب ) به معنی کژدل است. ( آنندراج ). کژخاطر. ( فرهنگ فارسی معین ). بداندیش. بدنهاد:
آن کژمزاجی کز دغا مانند فرزین کژ رود
چون بیدقی فرزین شده سر زیر کن کون با ز بر.امیرخسرو ( از آنندراج ).
( صفت ) کژ خاطر: ( آن کژ مزاجی کز دغا مانند فرزین کژ رود چون بندق فرزین شده سر زیر کن کون با زبر ). ( امیر خسرو )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خجالت در مزاج بویگل میپرورد شبنم بهآنطرزسخنیعنی نسیم برگ نسرینت
💡 چو خالش در نظر آرم سراسر نافه مشکم مزاج آهوان گیرم بصحرای ختن گردم
💡 محبت از مزاج عشقبازان کینه نپسندد پر پروانه ممکن نیستگردد زینت تیری
💡 به غیر خاک درت کز حوادث ایمن باد نماند هیچ مفرح مزاج دوران را
💡 فراق را دو علاجست پیش از آنکه کند مزاج داغ جگر را فساد شعله تباه
💡 سودای مال هم تو بری از دماغ من جون از مزاج دهر سقم ابر و آفتاب