کودکی کردن

لغت نامه دهخدا

کودکی کردن. [دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چون کودکان رفتار کردن. عادت و رفتاری درخور کودکان داشتن. مناسب شأن طفولیت رفتار کردن. اخلاق و اعمالی درخور سنین کودکی داشتن و ازدستورها و اندرزهای بزرگان پیروی کردن:
در دبیرستان خرسندی نوآموزی هنوز
کودکی کن دم مزن چون مهر داری بر زبان.خاقانی.|| نادانی و جهالت کردن. به دستور خرد و آیین مصلحت رفتار نکردن: خداوندان حقیقی شما ماییم، کودکی نکنید و دست از جنگ بکشید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 227 ). گفت: آمده ام تا جالوت را بکشم. گفتند: کودکی مکن. ( قصص الانبیاء ص 148 ).

فرهنگ فارسی

چون کودکان رفتار کردن یا نادانی و جهالت کردن

جمله سازی با کودکی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی معتقد است رفتارهای نا سالم نتیجه تصمیمات محدودکننده‌ای است که در کودکی به دلیل علاقه به زنده ماندن گرفته شده‌اند. این تصمیمات در چیزی که برن آن را پیش‌نویس (یک نقشه از قبل کشیده شده برای اینکه زندگی چگونه زندگی شود) می‌نامد به اوج می‌رسند. عوض کردن پیش‌نویس زندگی هدف روان درمانی مبتنی بر نظریه تحلیل رفتار متقابل است.

💡 تو از کودکی جنگ کردن گرفتی ز دست و بر و بازوی پیل پیکر

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز