کله بند

مترادف‌ها

کلاه

لغت نامه دهخدا

کله بند. [ ک ُ ل َه ْ ب َ ] ( اِ مرکب ) کلاه بند. نوعی کلاه در قدیم. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) نوعی کلاه در قدیم.

جمله سازی با کله بند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تا دگر آن مست ناز قصد که دارد که باز بند قبا چست کرد طرف کله برشکست

💡 عیش را در گرد خواهی برفشان گرد از کله رنج را در بند خواهی برگشا بند از قبای

💡 به دل چون شوق شیرینی نهد بند سر فرزند باشد کله ی قند

💡 هردم از رعب کله گوشه قدرت کیوان بجهد از جای چنان کش گسلد بند قبای

💡 بر اساس نظریه دیگری ایل میشخاص به تیره های توشمالان، شمال، بساط، براله، رشتگ، یارم وند، گایه وند، کله کبود، داروند، گل گلی، براله، هاشمی، زمگه و شملیق و گوهر تقسیم بندی می شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران