لغت نامه دهخدا
کف سپید. [ ک َ س َ / س ِ ] ( ص مرکب ) کف سفید. رجوع به کف سفید شود.
کف سپید. [ ک َ س َ / س ِ ] ( ص مرکب ) کف سفید. رجوع به کف سفید شود.
کف سفید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صلای صبح تو دادم به نالهٔ شبگیر چه روزها که سپید از شب سیاه من است
💡 موی سپید، آیت پیری است در جهان گوش تو از سپیدی مو شکوهها شنید
💡 تا سپیدی و سیاهی لازم روز و شبند روز و شب را بر در عمر تو باد آرامگاه
💡 از نیکویی رخ تو گل سرخ میکند بر عارض سپید تو آن خال رو سیاه
💡 به حق آنکه دهد بچگان بستان را سپید شیر ز پستان سر سیاه سحاب