کف سفید

لغت نامه دهخدا

کف سفید. [ ک َ ف ِ س َ / س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) برف را گویند. ( برهان ). کنایه از برف باشد. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
کف سفید. [ ک َ س َ / س ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از مردم صاحب همت است که بسبب بخشندگی مفلس و پریشان شده باشد.( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(کَ س ) [ ع - فا ] (ص مر. ) کنایه از: صاحب همتی که به سبب بخشش تهیدست شده.

فرهنگ فارسی

صاحب همتی که بسبب بخشش تهیدست شده.
برف را گویند. کنایه از برف باشد.

ویکی واژه

کنایه از: صاحب همتی که به سبب بخشش تهیدست شده.

جمله سازی با کف سفید

💡 بنابراین وقتی اورانوس شباهنگام به دیدار همسرش گایا آمد، کرونوس از پشت به پدر حمله می‌کند و اندام او را تکه‌تکه می‌کند. در این روایت افسانه‌ای کرونوس تکه‌ای از اندام پدر را به دریا می‌اندازد و از زخم‌های اورانوس خون سیاهی می‌آید. از آن خون غولان و هیولاها و بنا به گفتهٔ برخی دیگر از منابع الهه‌های انتقام و گیگانت‌ها به‌وجود آمدند، و از کف سفید موج‌های دریایی که کرونوس اندام پدر را در آن انداخت ایزد بانوی آفرودیته (ایزد عشق) به‌وجود می‌آید.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
عوارضات یعنی چه؟
عوارضات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز