کخ کخ کردن

لغت نامه دهخدا

کخ کخ کردن. [ ک ُ ک ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سرفه کردن. سرفیدن. سرف سرف. || خنده زدن. خنده کردن به آواز. || حال صوفیان یافتن. قول و ترانه و تصنیف صوفیانه سر کردن: پنداشتم که آمده ای که چیزی پرسی برو ای دوست که من کاری دارم مهمتر از اینکه من چیزی بشما دهم تا شما دحمل کو زنید و کخ کخ کنید و این بیت برگویید و رقص کنید:
آراسته و مست به بازار آیی
ای دوست نترسی که گرفتار آیی.
( اسرارالتوحید چ بهمنیار ص 225 و چ صفا ص 284 ).

فرهنگ فارسی

سرفه کردن سرفیدن یا خنده زدن

جمله سازی با کخ کخ کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از پی مصلحت برو خندد کخ کخی در بروت او بندد

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز