کج بصیرت
مترادفها
کجفهمی، سوءفهم
متضادها
درستبینی
لغت نامه دهخدا
کج بصیرت. [ ک َ ب َ رَ] ( ص مرکب ) آنکه از راه بصیرت حقیقی منحرف باشد. کج معامله و بدمعامله. ( فرهنگ فارسی معین ):
ندارد حاصلی با کج بصیرت دوستی کردن
کسی را یک جهت با خویشتن احول نمی بیند.محسن تأثیر ( از آنندراج ).|| احول و کج بین. || حسود و رشکین. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه از راه بصریت حقیقی منحرف باشد. ۲ - کج معامله بد معامله: [ ندارد حاصلی با کج بصریت دوستی کردن کسی را یک جهت با خویشتن احول نمی بیند ] ( محسن تاثیر )
جمله سازی با کج بصیرت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میتواند بر کمر زد دست در دیوان حشر هرکه امروز از بصیرت کار فردا میکند
💡 نگردد پرده چشم بصیرت خواب بیهوشی که وقت خواب، پهلو می شناسد بستر خود را
💡 شیخ الاسلام گفت، کی زجاج ٭ گفت: خلق را ازین سخن گویم، اما عهد کردهام، که جز به بصیرت نروم.
💡 بصیرت به فرآیندی که بهوسیلهٔ آن مسائل حل شود گفته میشود و مشخصکنندهٔ سازماندهی یا نوسازی است که شخص را به فهم روابط مربوط به راهحل توانا میسازد.
💡 بهجز فرانکلین و نیبور، همهٔ آنان تنها در شمال وقت گذراندهاند و هیچیک بهاندازهٔ مسافرانِ ردهٔ بعدی که در سدهٔ هفدهم میلادی از ایران دیدن کردهاند، بصیرتبخش و آموزنده نیست.