لغت نامه دهخدا
کار سخت گرفتن. [ س َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از سخت و دشوار گردانیدن آن:
چون لب جو سخت گیرد کار بر هر کس جهان
از برای آب خوردن بایدش دندان سنگ.سلیم ( از آنندراج ).
کار سخت گرفتن. [ س َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از سخت و دشوار گردانیدن آن:
چون لب جو سخت گیرد کار بر هر کس جهان
از برای آب خوردن بایدش دندان سنگ.سلیم ( از آنندراج ).
کنایه از سخت و دشوار گردانیدن آن
💡 سعی کاهل، عمر باطل، وقت دیر و راه دور عزم سست و کار سخت و تن گران و جان تنند
💡 در حالت orowan looping هر چند که در ابتدا استحکام را به اندازه حالت shearing افزایش نمیدهد اما در عوض توان کار سختی بسیار زیاد است زیرا در این حالت یک نا به جایی نسبت به نا به جایی قبل از خود باید انرژی بیشتری صرف کند چون باید حلقهای به دور رسوب و نابهجاییهای قبلی ایجاد نماید.
💡 الف) جنس قطعه کار: با توجه به جنس قطعه کار، سرعت برش انتخاب میشود و هر چه جنس کار سختتر میگردد، براده برداری مشکلتر شده و حرارت بیشتری تولید میشود؛ یعنی هر چه جنس کار سختتر باشد به همان نسبت سرعت برش کمتر انتخاب میگردد.
💡 با افزایش عمق، کار سختتر میشود چون فشار هیدرواستاتیک افزایش مییابد.
💡 بپیران چنین گفت کای نیک بخت بد افتاد ما را ازین کار سخت
💡 که فغفور چین را یکی کار سخت فتاده بدان سان که برگشته بخت