لغت نامه دهخدا
کاج سوزنی. [ ج ِ زَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی کاج.
کاج سوزنی. [ ج ِ زَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی کاج.
نوعی کاج
کاجِ سوزنی (bristlecone pine)
قدیمی ترین گونۀ درخت کاج. امروزه هم یافت می شود.
💡 جنگل مازیچال یکی از قشنگترین جنگلها و ییلاقهای شمال ایران است. جنگلهای این ناحیه در دسته جنگلهای هیرکانی قرار میگیرد، یعنی قدمت آن به دورهٔ سوم زمینشناسی میرسد. همه جا پر از درختان بلوط، افرا و کاج سوزنیست و تمشک، توت، سیب، گلابی، فندق، زغالاخته، آلو جنگلی، زرگ، ازگیل و زالزالک هم پیدا میکنید.
💡 برگ اکثر بازدانگان سوزنی یا پولکمانند است. برای مثال برگ سوزنی در کاج و پولکمانند در سرو وجود دارد. برگهای سوزنی فقط یک رگبرگ دارند و به نوک تیزی ختم میشوند.
💡 امروزه در تمام جهان درخت کاج و سرو نماد مهم کریسمس به حساب میآید. اما درخت سرو در آئینهای پاگان و فرهنگ قدیم ایران نیز بسیار مهم بوده و درخت جاودانگی تلقی میشدهاست. هنوز در بسیاری از نقاط ایران به درخت کاج با نگاه تقدس نگریسته میشود. با این حال کاج و سرو دو گونه جدا ولی با شباهتهای فراوان میباشند. کاج برگهای سوزنی و سرو برگهای فلسی دارد. همینطور میوههای این دو گیاه هم متفاوت هستند.
💡 دستههای برگ در همه کاجها وجود دارد و تعداد برگهای بالغ (سوزن) در هر دسته یک ویژگی مهم برای شناسایی گونهها و جنسهای کاج است. اکثر گونهها دارای دستههای ۲ تا ۵ سوزنی هستند. فقط گونهها گاهبهگاه معمولاً به اندازه یک یا شش برگ دسته دارند.