چیدن و واچیدن

لغت نامه دهخدا

چیدن وواچیدن. [ دَ ن ُ دَ ] ( مص مرکب ) اشیائی گرانبها به تناسب در جایها نهادن. به کاخال و ظروف واوانی مرتب و منتظم آراستن. به کاخال و زینتها مزین کردن.رجوع به چیده و واچیده شود. || منظم و مرتب کردن و سپس بر هم زدن و به هم ریختن:
از آنکه کار جهان چیدنست و واچیدن.؟

فرهنگ فارسی

اشیائی گرانبها به تناسب در جایها نهادن. به کاخال و ظروف و اوانی مرتب و منتظم آراستن.

جمله سازی با چیدن و واچیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه حال است این که از بیم رقیبان ننگرم رویت؟ هوس می‌آیدم گل چیدن و از خار می‌ترسم

💡 آجُر (به انگلیسی: Brick) یکی از مصالح ساختمانی است که به‌صورت بلوک‌هایی از جنس خاک رُس و مواد دیگر ساخته شده است و در بنایی برای ساخت دیوارها و سایر بخش‌های سازهٔ در حال ساخت، مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای چیدن و اتصال آجرها به یکدیگر از ملات استفاده می‌شود.

💡 هوای خوب بهانه‌ای می‌شود تا آقای نایتلی میهمانی چیدن و چشیدن توت فرنگی راه بیندازد.

💡 گله درو: اواسطخردادبهبعد بسته به خشک شدنو رسیدن غلات دروی زمینهای زیر کشت جو و برحسب اینکه غلات گندم شروع می‌شد. معمولاً کدام زمینها زودتر رسیده و آماده چیدن و درواست، روستاییان یکدیگر را خبر می‌کردند و پس از شوربرای اینکه ابتدا ازکشت کدام شخص درورا آغازکنند روز خاصی را برای مشارکت معین می‌کردند.

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز