لغت نامه دهخدا
چنگ حزین. [ چ َ گ ِ ح َ ] ( ترکیب وصفی، اِمرکب ) چنگی که آواز ملایم داشته باشد. چنگ با آوای زیر:
ای نور چشم مستان در عین انتظارم
چنگ حزین و جامی بنواز یا بگردان.حافظ.
چنگ حزین. [ چ َ گ ِ ح َ ] ( ترکیب وصفی، اِمرکب ) چنگی که آواز ملایم داشته باشد. چنگ با آوای زیر:
ای نور چشم مستان در عین انتظارم
چنگ حزین و جامی بنواز یا بگردان.حافظ.
چنگی که آواز ملایم داشته باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیا که بیتو به بزم از ترانههای حزین دل شکسته ز گیسوی چنگ میبارد
💡 خانهای گرم و حریفی زیرک و چنگی حزین ساقیِ خوب و شرابِ روشن و محبوبِ خوش