لغت نامه دهخدا
چم قلعه. [ چ َ ق َ ع َ] ( اِخ ) دهی از دهستان طرهان بخش طرهان شهرستان خرم آباد که در 42 هزارگزی باختر راه شوسه فرعی خرم آبادبه کوهدشت واقع است. کوهستانی و معتدل است و 180 تن سکنه دارد. آبش از چشمه سار. محصولش غلات و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی زنان سیاه چادربافی و راهش اتومبیل رو است. ساکنین از طایفه کرمی وچادرنشین هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
چم قلعه. [ چ َ ق َ ع َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بالاگریوه بخش ملاوی شهرستان خرم آباد که در 9 هزارگزی جنوب ملاوی و 2 هزارگزی خاور راه شوسه خرم آباد به اندیمشک واقع است. تپه ماهوری و گرمسیر است و 30 تن سکنه دارد. آبش از چشمه چم قلعه، محصولش غلات. شغل اهالی زراعت و راه مالرو است. ساکنین از طایفه حیدروندجودکی میباشند و قلعه چم قلعه که از آثار قدیم است در این آبادی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
چم قلعه. [ چ َ ق َ ع َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بازفت بخش اردل شهرستان شهرکرد که در دو هزار و پانصد گزی شمال باختر اردل کنار راه کوهستانی مال امیر واقع است. کوهستانی و هوایش معتدل است و 120 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه بازفت. محصولش غلات، گردو، زردآلو و مختصری برنج. شغل اهالی زراعت وگله داری و راهش مالرو است. در این آبادی قلعه ای از آثار قدیم است و ساکنان این دهستان برای قشلاق به اطراف دزفول میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).