لغت نامه دهخدا
چشمه در ماهی بودن. [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ دَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه است از بودن آفتاب در برج حوت. ( ناظم الاطباء ). مرادف چشمه بماهی شدن.رجوع به چشمه بماهی شدن و چشمه در ماهی روان شود.
چشمه در ماهی بودن. [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ دَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه است از بودن آفتاب در برج حوت. ( ناظم الاطباء ). مرادف چشمه بماهی شدن.رجوع به چشمه بماهی شدن و چشمه در ماهی روان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدان چشمه در هر که یک تنگ بار درافکندی از یک رطل تا هزار
💡 به هر چشمه در هم چو شمشاد و سرو برافراخته سر ز دیبا تذرو
💡 ز دیدهام شده یک چشمه در کنار روان که آشنا نکند در میان آن، مَلّاح
💡 چشمه در فصل بهاران ننشیند از جوش بوسه می ریزد ازان لعل گهربار ترا
💡 کنار هریک از آب چشم چون چشمه درون هریک از باد سرد چون بهمن
💡 دو چشمه در دو گیتی از دو دست او پدید آمد یکی شد چشمهٔ زمزم یکی شد چشمهٔ کوثر