لغت نامه دهخدا
چشم و چار. [ چ ِ م ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) در تداول عامه گویند: چشم و چار درستی ندارد، گریه با این چشم و چار تو متناسب نیست، چشم و چارش بهم ریخته است.
چشم و چار. [ چ ِ م ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) در تداول عامه گویند: چشم و چار درستی ندارد، گریه با این چشم و چار تو متناسب نیست، چشم و چارش بهم ریخته است.
در تداول عامه گویند: چشم و چار درستی ندارد یا گریه با این چشم و چار تو متناسب نیست یا چشم و چارش بهم ریخته است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (پـرسـيدند، معناى آن چيست ؟ امام عليه السّلام انگشتان خود را ميان چشم و گوش گذاشت وفرمود)
💡 خط تو را نقاش چین، مالیده بر چشم و جبین کلک تو از روی زمین، گم کرده نقش آزری
💡 از طرف ديگر اگر چه آنها يوسف نيستند ولى برادران يوسفند، از برازندگى وزيبائى خانواگى بهره مندند و ممكن است مورد چشم و نظر حسودان واقع شوند و آسيبىببينند.
💡 جان ندادم شام هجران صبح دیدار ای دریغ با کدامین چشم و رو، رو در روی جانان کنم
💡 اشاره به وسيله ابرو و چشم و دست هم استعمال مى شود ولى در اولى بيشتر بكار مىرود.
💡 گر کسی چشم و لبی خواست چو بادام و شکر گو ببین چشم و لبش راست چو بادام و شکر