چشم سفیدی کردن

لغت نامه دهخدا

چشم سفیدی کردن. [ چ َ / چ ِ س َ / س ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بی حیایی و بی شرمی کردن. لجبازی و پرروئی کردن. گستاخی و بی ادبی کردن. || در اصطلاح عامه، کنایه از نصیحت یاملامت نشنیدن و عقیده یا عمل خود را دنبال کردن است.گوش بحرف ندادن. رجوع به چشم سفید و چشم سفیدی شود.

فرهنگ فارسی

گستاخی و بی شرمی و بی حیایی وقاحت و پر رویی ٠ یا لجاجت و حرف نشنوی ٠

جمله سازی با چشم سفیدی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چشم سفیدی است روز، آه کشیده است شام روی سیاه است شب، دست گزیده است صبح