چرخ وش

لغت نامه دهخدا

چرخ وش. [ چ َ وَ ] ( ص مرکب ) چرخ مانند. چرخ وار:
تیر چون در زه نشاندی بر کمان چرخ وش
گفتی او محور همی راند ز خط استوا.خاقانی.رجوع به چرخ شود.

فرهنگ عمید

چرخ وار، مانند چرخ، شبیه چرخ در حرکت و گردش.

فرهنگ فارسی

چرخ مانند ٠ چرخوار

جمله سازی با چرخ وش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پرشد زمین زاسرار حق برشد ز چرخ انوار حق هر باطلی درکار حق پا برگرفت از همسری

💡 در اکثر معبدهای هندویی می‌توان صلیب شکسته و گردونه مهر یا چرخ خورشید را که از نمادهای هندو و بودایی نیز هست مشاهده نمود.

💡 انتقام ناز او از ما فقیران می‌کشی داد ما را هم ستان این چرخ از وی زود باش

💡 بر این گردش حسد آرد دوار چرخ گردونی که این مغز است و آن قشر است و این نور است و آن ناری

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می‌توان به بورلی هیلز ۹۰۲۱۰، در سرزمین زنان، پروانه‌ای روی چرخ، مک و ریتا و مرد خانواده اشاره کرد.

💡 در دین هندو، صدف حلزونی به همراه چرخ خجسته‌دیدار Sudarshana Chakra از ابزارهای ویشنو است. ویشنوپرستان بر این باورند که بودا شاکیامونی پیکرگرفته‌ای از ویشنو است.

سیما یعنی چه؟
سیما یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز