چرخ وار
مترادفها
گردان، دایرهوار
لغت نامه دهخدا
چرخ وار. [ چ َ ] ( ص مرکب ) مانند چرخ. چرخ مانند. چرخ وش. آنچه همچون چرخ حرکت دوری کند. شبیه به چرخ در حرکت و گردش. دوار مثل چرخ:
درنگ آر ای سپهر چرخ وارا
کیاخن ترت باید کرد کارا.رودکی ( از فرهنگ اسدی ).|| آسمان وار. فلک وار. سپهرمانند. رجوع به چرخ و چرخ وش شود.
فرهنگ فارسی
مانند چرخ. چرخ مانند یا آسمان وار ٠
جمله سازی با چرخ وار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهری و زیبد که مهروار بتابی چرخی و شاید که چرخ وار بمانی
💡 به یک گردش از زیر و بر چرخ وار کند کارها زیروبر صدهزار