لغت نامه دهخدا
چرب و چیل. [ چ َ ب ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) آلوده به چربی. روغن آلوده. چرب ناک. چرب و چپول.
چرب و چیل. [ چ َ ب ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) آلوده به چربی. روغن آلوده. چرب ناک. چرب و چپول.
آلوده به چربی. زوغن آلوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تشرين اول سى و يك روز است و بادهاى مختلف در اين ماه مى وزد. باد صبا در آن نفس مىكشد. در اين ماه از فصد و نوشيدن داروها بايد پرهيز كرد. مجامعت در آن خوب است. خوردنگوشت پرواز چرب و انار ميخوش نافع است، و مصرف ميوه بعد از طعام مفيد است.گوشت با حبوبات مصرف شود. از نوشيدن آب بايد كم كرد و به فعاليت جوارح واعضاء افزود.
💡 این بیماری نوعی آکانتولیز است که بیشتر در نواحی سبورهٔ بدن، اسکالپ و گردن، مرکز قفسهٔ سینه، پشت، و چینهای پوستی بدن دیده میشود. بیماری پوستههای چرب و زرد-سفید و با بویی تند توأم با پاپولهای پوستهریز ایجاد میکند.
💡 و نيز فرمود: (شنيده ام كه برخى به هنگام رفتن به زيارت حسين عليه السلام سفرههاى رنگين مى كشند و خواروبار چرب و شيرين و حلوا و شيرينى به همراه مى برند، مىپندارند كه به تفريح و تفريحگاه مى روند به طورى كه اگر كنار قبر دوستان وافراد مورد علاقه خويش بروند، آنگونه نمى روند.)(736)
💡 کشک و قره قروت از لذیذترین و محبوبترین فراوردههای لبنیات در فرهنگ ایرانی به شمار میروند. کشک، با ترکیب منحصر به فرد اسیدهای چرب و پروتئینهای مفید، یک منبع عالی از کلسیم، ویتامین B و پروبیوتیکهاست که به سلامت دستگاه گوارش کمک میکند و سیستم ایمنی را تقویت میکند. این محصول باعث تقویت ساختار استخوانها، کاهش فشار خون و بهبود فرایند هضم میشود.