لغت نامه دهخدا
پیچیده گوش. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) که گوش وی پیچانده باشند توبیخ را:
به ذل غریبان بیمارتوش
به اشک یتیمان پیچیده گوش.نظامی.
پیچیده گوش. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) که گوش وی پیچانده باشند توبیخ را:
به ذل غریبان بیمارتوش
به اشک یتیمان پیچیده گوش.نظامی.
( صفت ) آنکه گوش ویرا برای سرزنش پیچیده باشند: به ذل غریبان بیمار توش به اشک یتیمان پیچیده گوش. ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با تو ظالم در نمی گیرد فسون عجز ما ورنه گوش آسمان را آه ما پیچیده است
💡 در تلاش زلف او خوبان به هم پیچیده اند حلقه گوش پریرویان بود زنجیر او
💡 گرچه ما صائب زبان لاف را پیچیدهایم گوش بر هر جا که اندازند گفت و گوی ماست
💡 سبحه ذکر ملایک از نظام افتاده است بس که پیچیده است در گوش فلک غوغای ما
💡 غیر ما جورکشی همره این قافله نیست ناله ماست که در گوش جرس پیچیده
💡 زلف و رویت جانب ما گوش میدارند و تو زلف را زین تاب دادی، روی از آن پیچیدهای