لغت نامه دهخدا
پشت گوش انداختن. [ پ ُ ت ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) دیر انجام کردن. مماطله کردن. بسپوختن. سپوزکاری کردن.
پشت گوش انداختن. [ پ ُ ت ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) دیر انجام کردن. مماطله کردن. بسپوختن. سپوزکاری کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخش زیرین بدن این دلفین به رنگ آبی، سفید یا صورتی است. یک یا دو نوار مشکی دور چشم را میپوشانند و سپس تا انتهای بدن و دم کشیده میشوند. دو نوار مشکی دیگر نیز از پشت گوش آغاز میشوند که یکی کوتاه است و در بالای پهلوها به پایان میرسد، دیگری بلندتر و ضخیمتر است که در پهلوها شکل میگیرد و به شکل یک انحنا به زیر شکم میرود. بالای این نوارها پهلوی دلفین قرار دارد که به رنگ آبی یا خاکستری روشن است.
💡 در موارد شدیدتر، جوشهای پوستهای مایل به زرد تا مایل به قرمز در امتداد خط مو، پشت گوشها، در مجرای گوش، بر ابروها، اطراف بینی، روی قفسه سینه و قسمت فوقانی پشت ظاهر میشوند.
💡 فردا كردن و مسائل را پشت گوش انداختن هرگز كار عاقلانه اى نيست.
💡 جثه کوچکتر از روباه معمولی، ولی گوشها به نسبت بزرگتر است. رنگ پشت گوشها برخلاف روباه معمولی سیاه نیست و غالباً به رنگ پشت بدن یا زرد متمایل به نارنجی است. موها بسیار نرم و متراکم، رنگ پشت خاکستری متمایل به زرد، رنگ موهای دم زرد متمایل به قهوهای و انتهای آن سفید است. دست و پا کوتاهتر از روباه معمولی است. در بین پنجههای دست و پا موهای بلندی وجود دارد.
💡 پس از ۲٫۵ سال، عارف در حین بازگشت از قزوین دچار حادثه میشود؛ یکی از دوستان عارف (به نام علی مرتضوی) به همراه عارف و ۲ نفر دیگر (خاکباز و توتونچی) قصد برگشت به تهران را داشتند که ناگهان اتوموبیل تریموف منحرف و چپ میکند. در این حادثه فقط عارف صدمه میبیند. او از ناحیهٔ پشت گوش و قفسهٔ سینه به شدت مصدوم میشود، بهطوریکه ۲۰ روز خانهنشین میشود و مادرش به تنهایی از او پرستاری میکند.
💡 2. نبذ گاهى با كلمه پشت سر و زمانى با عنوانِ زير پا و گاى با كلمه پشت گوش همراه است كه در هر جايى طبق مقتضاى آن مورد استعمال مى شود.