لغت نامه دهخدا
پشت حسن. [ پ ُ ح َ س َ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه رشت و پهلوی میان زیرده و کورابجیر در 259 هزارگزی طهران.
پشت حسن. [ پ ُ ح َ س َ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه رشت و پهلوی میان زیرده و کورابجیر در 259 هزارگزی طهران.
نام محلی کنار راه رشت و پهلوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امير مؤ منان عليه السلام را به كمك فرزندانش به خانه بردند. لحظه اى پشت در خانهخالى نمى شد. مردم و علاقمندان براى ديدن امامشان بى صبرانه منتظر اجازه ورودبودند. گاهى در خانه به روى خيل مشتاقان باز مى شد؛ گاهى هم امام حسن عليه السلاممردم را مرخص مى كرد. در اين دو روز و چند ساعتى كه از عمر پر بركت امام باقى ماندهبود، على فرزندان را جمع كرد و برنامه آينده را براى آنان تبيين كرد. روز بيستم ماهرمضان در خانه على را گشودند تا مردم براى آخرين بار امام مظلومشان را ملاقات كنند.مردم گروه گروه مى آمدند و سلام مى كردند و حضرت پاسخ مى داد و مى فرمود:
💡 و از (حليه ابونُعَيم ) نقل شده كه حضرت حسن عليه السّلام مى آمد بر پشت و گردنحضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم سوار مى شد هنگامى كه آن حضرت در سجدهبود و حضرت او را به رفق و هموارى از دوش خود مى گرفت. هنگامى مردم بعد از فراغاز نماز عرض كردند: يا رسول اللّه ! شما نسبت به اين كودك به طورى مهربانى مىكنيد كه با احدى چنين نمى كنيد؟! فرمود: اين كودك ريحانه من است، و همانا اين پسر من،سيّد و بزرگوار است و اميد مى رود كه حق تعالى به بركت او اصلاح كند بين دو گروهاز مسلمانان.(12)