لغت نامه دهخدا
پس اندازی. [ پ َاَ ] ( حامص مرکب ) عمل پس انداختن و پس انداز کردن.
پس اندازی. [ پ َاَ ] ( حامص مرکب ) عمل پس انداختن و پس انداز کردن.
عمل پس انداختن و پس انداز کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل مستان در این میخانه جام و باده می نوشد ز دریا دود برخیزد گر اندازی سفالی را
💡 پیشنهاد راه اندازی قطارهای باری پرسرعت از طریق قزاقستان به ایران
💡 و دانشگاه جانز هاپکینز آمریکا بود که در سال ۱۹۶۵ رشته دکترای بیماریهای سلولی (cytopathology) را در دانشگاه تهران راه اندازی نمود.
💡 میزند خاطر من موی بتیر و چه عجب بیک اندازی چون تیر فلک بی همتاست
💡 منکه از تیر نظر لاجرم افتم از پای گرم از غمزه تو از پای در اندازی به