لغت نامه دهخدا
پاره خوار. [ رَ / رِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) آنکس که پاره ستاند. آنکس که رشوت گیرد. رشوت خوار:
فیل بچه میخوری ای پاره خوار
هم برآرد خصم فیل از تو دمار.مولوی.
پاره خوار. [ رَ / رِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) آنکس که پاره ستاند. آنکس که رشوت گیرد. رشوت خوار:
فیل بچه میخوری ای پاره خوار
هم برآرد خصم فیل از تو دمار.مولوی.
( ~. خا ) (ص فا. ) آن که رشوه گیرد.
رشوه خوار، رشوه گیر.
آنکس که پاره ستاند
آن که رشوه گیرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهر خواری بس که سرگرم تلاشم کردهاند پارهای نزدیک در هر دورباشم کردهاند
💡 طبق وعده هند، وحشى شكم حمزه را پاره كرد و جگر او را بنزد هند آورد. او جگر را بدندانگرفت اما نتوانست آنرابخورد؛ از اين جهت به هند جگر خوار معروف شد.