واکسن زنی
مترادفها
واکسیناسیون، تزریق واکسن
لغت نامه دهخدا
واکسن زنی. [ س َ زَ ] ( حامص مرکب ) واکسن زدن. تزریق واکسن. رجوع به واکسن شود.
فرهنگ فارسی
عمل واکسن زدن تلقیح.
واکسن زدن. تزریق واکسن
جمله سازی با واکسن زنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از جنبش طالبان پاکستان وی واکسن فلج اطفال را حرام اعلام کرد و از مردم خواست مانع واکسن زنی کودکانشان شود اما در ۱۸ قوس/آذر ۱۳۹۲یک فتوا به نفع واکسیناسیون فلج اطفال صادر کرد. در فتوا وی گفته شدهاست که: «واکسیناسیون علیه بیماریهای کشنده و در پیشگیری آنان کمک میکند با توجه به تحقیقات انجام شده توسط متخصصین پزشکی، و افزود که واکسنهایی که در برابر این بیماریها مورد استفاده قرار میگیرند به هیچ وجه مضر نیستند».
💡 برنامههای گسترده مربوط به واکسن زنی برای جلوگیری از شیوع بیماریهای واگیردار در میان کودکان، اهمیت بسیار حیاتی در سلامت عمومی دارد.
💡 دولتها باید با فراهم کردن زیرساختهای لازم، فرآیند واکسن زنی را در مناطق محروم و دورافتاده با سرعت و دقت بیشتری انجام دهند.
💡 پزشکان تاکید میکنند که واکسن زنی منظم و بهموقع، موثرترین راه برای ایجاد ایمنی جمعی در برابر ویروسهای جدید و خطرناک است.