لغت نامه دهخدا
واکسن زنی. [ س َ زَ ] ( حامص مرکب ) واکسن زدن. تزریق واکسن. رجوع به واکسن شود.
واکسن زنی. [ س َ زَ ] ( حامص مرکب ) واکسن زدن. تزریق واکسن. رجوع به واکسن شود.
عمل واکسن زدن تلقیح.
واکسن زدن. تزریق واکسن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از جنبش طالبان پاکستان وی واکسن فلج اطفال را حرام اعلام کرد و از مردم خواست مانع واکسن زنی کودکانشان شود اما در ۱۸ قوس/آذر ۱۳۹۲یک فتوا به نفع واکسیناسیون فلج اطفال صادر کرد. در فتوا وی گفته شدهاست که: «واکسیناسیون علیه بیماریهای کشنده و در پیشگیری آنان کمک میکند با توجه به تحقیقات انجام شده توسط متخصصین پزشکی، و افزود که واکسنهایی که در برابر این بیماریها مورد استفاده قرار میگیرند به هیچ وجه مضر نیستند».