لغت نامه دهخدا
متعاد. [ م ُ ت َ عادد ] ( ع ص ) عدد زیاده از ده هزار. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تعاد شود.
متعاد. [ م ُ ت َ عادد ] ( ع ص ) عدد زیاده از ده هزار. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تعاد شود.
عدد زیاده از ده هزار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مجاهد گفت: اصحاب المعاصی متعادون یوم القیمة، آن گه استثنا کرد گفت: إِلَّا الْمُتَّقِینَ مگر ایشان که از معصیت بپرهیزند و در دنیا از بهر خدا، در طاعت خدا، دوست یکدیگر باشند. آن دوستی بپیوندد و در قیامت گسسته نشود.