تعاد واژهای عربی و از ریشهی «عَدَد» (به معنی شمارش و عدد) است. این واژه در اصل مصدر باب «تَفاعُل» از فعل «تَعادَ یَتَعادُ» بوده و معنای اصلی آن زیاده بودن از هزار یا بیش از هزار نفر بودن است. در متون لغوی چون منتهیالارب، اقربالموارد و ناظمالاطباء، آمده است: «القوم یتعادون علی الألف» یعنی «تعداد آنان از هزار نفر بیشتر است». از نظر مفهومی، این واژه گاه به معنای تعدد و فزونی شمار نیز بهکار میرود. در زبان عربی و فارسی کهن، «تعاد» برای توصیف گروهی بزرگ یا جمعیتی بسیار زیاد بهکار میرفت. وقتی گفته میشد «القوم یتعادون علی الألف»، منظور این بود که «مردم از هزار نفر افزونترند». در نتیجه، این واژه هم در معنی ریاضی و عددی کاربرد داشت و هم جنبهی توصیفی پیدا میکرد؛ برای مثال، در وصف سپاهها، قبایل یا جمعهای بزرگ انسانی. در منابع لغت، این واژه را هممعنی با «تعدد» دانستهاند، با این تفاوت که «تعدد» مطلق زیادت و کثرت است، اما این کلمه معمولاً برای زیادی از حد خاصی (بهویژه هزار) بهکار میرفته است. این دقت معنایی نشان میدهد که زبان عربی در بیان درجات شمار و فزونی، اصطلاحهای ویژهای داشته که هرکدام بار معنایی خاص خود را منتقل میکردند.
تعاد
لغت نامه دهخدا
تعاد. [ ت َ عادد ] ( ع مص ) زائد از هزار بودن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). تعدد. ( اقرب الموارد ): القوم یتعادون علی الف؛ یعنی آنها زائدند از هزار. ( منتهی الارب ). و رجوع به تعدد شود.
جمله سازی با تعاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این مرکز درمانی بزرگترین بیمارستان جنوب شرق کشور است که روزانه بهطور متوسط تعداد ۴۴۰ بیمار در حال بستری دارد. هماکنون تعداد ۱۲۰ عضو هیئت علمی دانشگاه متبوع در این بیمارستان مشغول ارائه خمات درمانی هستند که از این تعاد ۶۰ نفر از اعضای هیئت علمی تمام وقت میباشند.