خوبگو

لغت نامه دهخدا

خوبگو. ( نف مرکب ) خوش سخن. خوش گفتار. سخن نکو گو. خوبگوی. رجوع به خوبگوی شود.

جمله سازی با خوبگو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو مرد دوست روز ادب خوبگوی شو چو«ن» مرغ بوستان ز طرب خوش صفیر باش

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز