لغت نامه دهخدا
هرزه شدن. [ هََ زَ / زِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) هرز شدن. سوده و غیر قابل استعمال شدن چنانکه قفل و کلید و جز آن. ( یادداشت به خط مؤلف ). || فاسد شدن و بد شدن آدمی در اخلاق و رفتار و گفتار. رجوع به هرزه شود.
هرزه شدن. [ هََ زَ / زِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) هرز شدن. سوده و غیر قابل استعمال شدن چنانکه قفل و کلید و جز آن. ( یادداشت به خط مؤلف ). || فاسد شدن و بد شدن آدمی در اخلاق و رفتار و گفتار. رجوع به هرزه شود.
( ~. شُ دَ ) (مص ل. ) ۱ - فاسد شدن. ۲ - خراب شدن و از کار افتادن پرة قفل و کلید و مانند آن.
(مصدر ) ۱- خراب شدن وازکارافتادن پر. قفل وکلیدومانند آن.۲- فاسد شدن اخلاق ورفتاروگفتار آدمی. ۳- فاسدشدن زن روسپیش شدن: (( پس چرا خواهرومادرت در کربلا ازگدایی هرزه شدند. ) )
فاسد شدن.
خراب شدن و از کار افتادن پرة قفل و کلید و مانند آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای برآورده شدن شرط دومی لطیفه، راسکین دستههای متفاوتی از اسکریپتهای متقابل را معرفی میکند. فهرست کوتاه آن شامل موارد ذیل است: واقعی (غیر واقعی)، عادی (غیرعادی)، ممکن (غیرممکن)، خوب (بد)، زندگی (مرگ)، هرزه (غیرهرزه)، پول (بدون پول)، با اهمیت (بیاهمیت). فهرست کاملی از اسکریپتهای متقابل برای لطیفهها، متناهی بوده و بستگی به فرهنگ دارد. به عنوان مثال، در شوخطبعی سیاسی روسی از عین اسکریپتهایی که در شوخطبعی یهودی یافت میگردد، استفاده نمیشود. با این حال، برای این که هر لطیفهای باعث ایجاد شوخطبعی گردد، باید ارتباطی میان دو اسکریپتی که در لطیفه وجود دارد، خلق شود: «... یک شخص نمیتواند فقط دو چیز ناهماهنگ را کنار همبگذارد و آنرا لطیفه بنامد، بلکه باید یک راه زیرکانه را دریابد تا آنها کنار هم نصفه-معنایی پیدا کنند.»
💡 هرزه خندی آبروی شیشه را بر خاک ریخت باده چون خوردی، لب پیمانه می باید شدن