لغت نامه دهخدا
نی تراش. [ ن َ / ن ِ ت َ ] ( نف مرکب ) آنکه نی می تراشد. و نیز رجوع به نی تراشی شود.
نی تراش. [ ن َ / ن ِ ت َ ] ( نف مرکب ) آنکه نی می تراشد. و نیز رجوع به نی تراشی شود.
آنکه نی می تراشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شانه تراش محله، روستایی است از توابع بخش خرمآباد شهرستان تنکابن در استان مازندران کشور ایران.
💡 از دلت ای سیدا نقش جهان را تراش ناخن الماس جو سینه خود را تراش
💡 گلعذاری کز تراش خط صفا دارد طمع زنگ را با دامن تر می کند ز آیینه پاک
💡 دستگاه سوپورت عرضی در ماشینهای سری تراش دستی و نیمه خودکار با دست حرکت میکند ولی در ماشینهای مجهزتر حرکت بارعرضی خودکار صورت میگیرد.
💡 ملک دلم خراب نگردد، که بینزاع داغ تراش کشیده به زیر نگین خویش