لغت نامه دهخدا
نکوطالع. [ ن ِ ل ِ ] ( ص مرکب ) خوش بخت. نکواختر. نکوبخت. خوش طالع. مقبل.
نکوطالع. [ ن ِ ل ِ ] ( ص مرکب ) خوش بخت. نکواختر. نکوبخت. خوش طالع. مقبل.
خوش بخت. نکو اختر. نکو بخت. خوش طالع. مقبل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتی یابی به صبر وصلم هیهات من طالع خویش را نکو میدانم