نو مسلمانی

لغت نامه دهخدا

نومسلمانی. [ ن َ / نُو م ُ س َ ] ( حامص مرکب ) نومسلمان بودن. صفت نومسلمان. رجوع به نومسلمان شود.

فرهنگ فارسی

نو مسلمان بودن ٠ صفت نو مسلمان ٠

جمله سازی با نو مسلمانی

💡 نه مسلمانی و نه کفر به کاری آید این قدر هست که هرکسی ز پی کاری هست

💡 از عمر خطاب روایت شده‌است که از پیامبر شنید که می‌فرمود: «یهود و نصاری را از جزیرة العرب بیرون می‌کنم و جز مسلمانی بجا نمی‌گذارم».

💡 خلیل‌زاد اولین آمریکایی افغانستانی الاصل و شاید اولین مسلمانی باشد که در پله‌های قدرت آمریکا به قلب دستگاه حاکمه آن کشور راه یافته‌است.

💡 سبحه را گردآوری چون حلقهٔ زنار نیست کفر چون هموار شد کار مسلمانی کند

💡 دل به زلفت ماند، ازو بوی مسلمانی مجو زان که عمری رفت کاندر کافرستان خو گرفت

باد موافق یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز