نمک حلال
لغت نامه دهخدا
نمک حلال. [ ن َ م َ ح َ ] ( ص مرکب ) مقابل نمک حرام. ( از آنندراج ). صادق. امین. باوفا. راست. درست. باصداقت. ( ناظم الاطباء ). نمک به حلال. شاکر. حق شناس:
ندیده ای ز حریفان بزم کس واله
نمک حلال تری از شراب انگوری.واله ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
مقابل نمک حرام ٠ صادق و امین و با وفا و راست و درست و با صداقت ٠ نمک بحلال ٠ شاکر ٠ حق شناس ٠
دانشنامه عمومی
نمک حلال ( هندی: नमक हलाल ) یک فیلم است که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به آمیتاب باچان، اسمیتا پاتیل، پروین بابی، و شاشی کاپور اشاره کرد.
جمله سازی با نمک حلال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زخم او راست التیام محال نمک خط او، بروست حلال
💡 علاوه بر این، بسیاری از جامدات (مانند اسیدها و نمک ها) در صورت حل شدن به روش های غیر ضروری تجزیه می شوند. در این موارد، مجموع مولهای مولکولهای حلشونده و حلال در واقع مجموع مولهای محلول ذرات مستقل، نیست.
💡 ۱- تشکیل محلولی حقیقی از پیش ماده مورد نظر (پیش مادههای آلکوکسیدی یا پیش مادههای نمک فلزی) و حلال که میتواند آب، الکل یا اسید باشد.
💡 برتو صائب نمک عشق و جنون باد حلال که مراوقت شد از شور سخنهای توخوش