نمک نشناسی
مترادفها
ناسپاسی، قدرناشناسی
متضادها
قدرشناسی، سپاسگزاری
لغت نامه دهخدا
نمک نشناسی.[ ن َ م َ ن َ ] ( حامص مرکب ) نمک ناشناسی. حق ناشناسی.
فرهنگ معین
( ~. نَ ) (حامص. ) ناسپاسی.
فرهنگ فارسی
عدم رعایت حقوق نان و نمک: نمک بحرامی ناسپاسی.
ویکی واژه
ناسپاسی.
جمله سازی با نمک نشناسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو نیز اگر نشناسی مرا عجب نبود که هر چه در نظر آید از آن ضعیفترم
💡 گر تو ببینی مرا یقین نشناسی ورت بگویم منم نداری باور
💡 تا فتنهٔ فردای قیامت نشناسی این مغبچه امروز ببین بر سر دوشم
💡 هرگه که تو [قدر] قرب حق نشناسی ناچار به باطلیت مشغول کنند
💡 چه غم اگر نشناسی حق وفای مرا که هیچ بت نشناسد حق برهمن چیست
💡 شادی غم اوست خود ولیکن چه کنم ؟ چون تو غم و شادی نشناسی از هم
💡 او با وجود تمام کمکهایی که سالها از سوی دوستانش دریافت کرده بود، با یک حرکت ناعادلانه نشان داد که دچار نوعی نمک نشناسی شدید است.
💡 در محیطهای کاری، برخورد با افرادی که دچار نمک نشناسی هستند میتواند باعث شود که دیگران از انجام کارهای خیرخواهانه برای آنها خودداری کنند.
💡 هیچکس دوست ندارد در برابر نمک نشناسی و بیمهریِ کسانی که زمانی به آنها خدمت کرده، سکوت کند و اجازه دهد حقشان ضایع شود.